در لغت مغولی بمعنی صدر و رئیس است مانند داروغه فراشخانه وداروغه محاسبات و درمعانی ذیل بکار رفته است:
الف - بمعنی حاکم (حکمران)
ب - حاکم پایتخت
ج - میرعسس یا رئیس گشتی ها (پاسبانان شهر) (شبروان را آشنائی ها است با میرعسس)
د - درعصر صفویه عضو رسمی که زیرنظر دیوان بیگی کار میکرد و شاید بنحوی سمت قضائی داشت و گویا نظیر ضابطین دادگستری بود.
ه - منشیان بزرگ ادارات که سمت ریاست منشیان را داشتند.