(مدنی - فقه) خنثائی که علامات ذکور بر اوغالب باشد علامات مزبورعبارتند از:
1- ریش برآوردن 2- عدم تفلک. تفلک ازفلک است و در فقه بمعنی کروی شدن پستان است (استداره ثدی) چنانکه بزبان اهل هیئت گفته ایم: نگارمن که شکرریزد از لب و دهنش نهاده رمز تفلک بچاک پیرهنش که تا بسخریه گیرد حکیم یونان را مهی که گوی فلک را نهاده در ثخنش (یعنی بعکس آنچه که حکیم یونان گفته که ماه در پیکره فلکی قرار دارد ماهی دیدم که فلک یعنی گوی پستان در پیکره او جای دارد.) 3- محتلم شدن 4- میل شدید به مجامعت با زنان 5- حامله کردن 6- عفونت منی وغلظت آن 7- برجستگی استخوان حلقوم 8- خروج پیشاب از آلت مردی یا سبق خروج آن ازآلت مردی (درصورتیکه از هردو خارج شود) یا تأخیر انقطاع آن (درصورتیکه موقع شروع بخروج درآن واحد ازهر دو آلت خارج گردد) 9- نا برابری اضلاع.