درلغت بمعنی شامل وضد خاص است و اکثریت مردم را گویند و خاص، طبقه صاحب دانش وهنررا گفته اند چنانکه خیام گوید: نابرده بصبح درطلب شامی چند ننهاده برون زخویشتن گاهی چند درکسوت خاص آمده عامی چند بدنام کننده نکونامی چند دراصطلاحات فقهاء مباحث مربوط به قواعد عام وخاص را گویند که هرچند از قواعد نسبتا لفظی است ولی فهم آنها الفباء استنباط است. ( رک. عموم)