(فقه) چیزی که دردل آدمی یکنوع رجحان (درمقابل تصور مخالف خود) داشته باشد چنان که گفته اند وقتی که انسان لغتی را در عبارتی بنظر می آورد در دل او در اندیشه او جانب معنی حقیقی آن رجحان دارد. بعضی گویند اصل عدم (قاعده عدم) هم نمونه ای از راجح است (الدرر النجفیه - ص24) ایراد - هیچ چیز خود بخود در دل و جان و اندیشه آدمی رجحان ندارد مگر اینکه آن رجحان را علتی باشد وهر نمونه ای از راجح را که بشکافند آن رجحان را علتی است. بنابراین همان علت را باید دلیل قرارداد نه راجح را. (رک. مرجوح)