با سلام، بنده در پروندهای محکوم به ثبت واقعه ازدواج دائم (با ۳۰ سکه مهریه) شدهام. رای صادره غیابی است و اکنون در مهلت واخواهی هستم. با توجه به جزئیات زیر، بهترین استراتژی دفاعی من چیست؟۱. اذن پدر: زوجه دوشیزه است. در برگه عادی که به عنوان عقدنامه به دادگاه ارائه شده، امضای پدر زوجه وجود ندارد و ایشان اصلاً در جریان نبودهاند. آیا میتوانم به دلیل \"عدم اذن ولی\" و \"عدم تنفیذ پدر\"، ابطال این عقد و نقض رای ثبت واقعه را بخواهم؟۲. ادعای صوری بودن (فقدان قصد): این برگه صرفاً با اصرار و وعدههای عموی زوجه برای راضی کردن خانواده بنده تنظیم شده و قصد جدی برای ازدواج در آن لحظه وجود نداشته است (عقد صوری). چگونه میتوانم در مرحله واخواهی «فقدان قصد انشا» را اثبات کنم در حالی که امضای من ذیل برگه هست؟۳. وضعیت شهود: در رای ذکر شده که شهود صحت عقد را تایید کردهاند، اما ذیل آن برگه امضای شاهد معتبری وجود ندارد. آیا میتوانم تقاضای جرح شهود (رد صلاحیت شهود) یا مواجهه حضوری با آنها را بکنم؟۴. اقدام فوری: با توجه به اینکه رای غیابی است، آیا صلاح میدانید ابتدا دادخواست «ابطال عقدنامه عادی» را بدهم یا در همین پرونده فعلی، تحت عنوان «واخواهی» دفاعیاتم را مطرح کنم؟لازم به ذکر است زوجه هنوز باکره است و هیچگونه نزدیکی با وی انجام نشده است و عقد صوری که در محضر یک روحانی با یک عقدنامه ساده صورت گرفته است به پیشنهاد عموی زوجه صرفا برای این بود که خانواده من در عمل انجام شده قرار بگیرند و نسبت به ازدواج من با زوجه رضایت بدهند.با احترام
درود بر شما کاربر گرامی. بهترین راهکار شما واخواهی در پرونده جاری است و دفاعیات خود را روی سه محور متمرکز کنید: عدم اذن ولی پدر زوجه، فقدان قصد واقعی و صوری بودن عقد، و مشکلات شهود (عدم امضای معتبر و امکان جرح). با ارائه شهادت شهود مطلع و مدارک مستند که نشان دهد عقد صرفاً صوری بوده و زوجه هنوز باکره است، شانس نقض رای غیابی و ابطال ثبت واقعه افزایش مییابد. اولویت با واخواهی است و بعد در صورت نیاز میتوانید دادخواست ابطال عقدنامه عادی بدهید. از اعتماد شما سپاسگزاریم و امیدواریم با مراجعه به قیمت امتیازات ما رو در ارائه خدمات بهتر یاری کنید.
سلام خدمتتون
اولاً؛ چون زوجه باکره بوده و پدر یا جد پدری هیچ اطلاعی از عقد نداشته و امضایی هم پای برگه نیست، این عقد از نظر قانون غیرنافذ است و تا وقتی ولی تنفیذ نکرده، اصلاً قابلیت ثبت ندارد. بنابراین رأی صادره از اساس مخدوش است و در واخواهی باید صریحاً به این ایراد اشاره کنید.
ثانیاً؛ در خصوص صوری بودن عقد، درست است که امضای شما پای برگه هست، اما امضا فقط ظاهر در قصد دارد و دلیل قطعی نیست. شما باید با قرائن و شواهد نشان دهید که هیچ قصد جدی برای ازدواج وجود نداشته؛ مثل اینکه عقد رسمی ثبت نشده، خانوادهها در جریان نبودند، زندگی مشترک شروع نشده، زوجه همچنان باکره است، مهریه پرداخت یا مطالبه نشده و نقش عموی زوجه صرفاً برای فشار به خانواده شما بوده است. این مجموعه قرائن میتواند فقدان قصد انشا را ثابت کند.
ثالثاً؛ در مورد شهود، اگر امضای معتبر ندارند یا در جلسه دادرسی بهطور قانونی استماع نشدهاند، باید در واخواهی تقاضای جرح شهود و مواجهه حضوری بدهید و اعلام کنید که بدون احراز شرایط قانونی شهادت، استناد به گفتههای آنان فاقد اعتبار است.
رابعاً؛ از نظر اقدام فوری، چون رأی غیابی صادر شده، تنها راه درست واخواهی در مهلت قانونی است و باید همه ایرادات (اذن ولی، صوری بودن عقد، بیاعتباری شهود) را در همان پرونده مطرح کنید. طرح دعوای جداگانه ابطال عقدنامه در این مرحله نه لازم است و نه بهمصلحت، چون ابتدا باید رأی الزام به ثبت نقض شود.
در واخواهی، با تمرکز بر سه محور اصلی یعنی عدم اذن ولی، صوری بودن عقد، و ایرادات شهود، میتوانید رأی غیابی را متزلزل کنید و از دادگاه بخواهید حکم به نقض رأی و رد دعوای ثبت ازدواج صادر نماید.
سلام وقت بخیر ، کاربرگرامی صرفاً از طریق واخواهی، رأی غیابی را هدف بگیرید و آن را از اساس متزلزل کنید و مطلقاً وارد طرح دعوای مستقل در این مرحله نشوید؛ توضیح اینکه اولاً؛ طبق مدنی، نکاح دختر باکره بدون اذن پدر یا جد پدری باطل نیست بلکه غیرنافذ است و اثر حقوقی آن منوط به تنفیذ بعدی ولی میباشد، بنابراین؛ تا زمانی که پدر زوجه نهتنها امضا نکرده بلکه اساساً در جریان عقد نبوده و تنفیذی نیز اعلام نکرده است، دادگاه حق نداشته حکم به الزام شما به ثبت واقعه ازدواج بدهد، زیرا ثبت واقعه فرع بر تحقق یک عقد نافذ و معتبر است و عقد غیرنافذ اساساً قابلیت الزام به ثبت ندارد،در واخواهی باید تصریح کنید که رأی صادره خلاف نص صریح ماده ۱۰۴۳ و مبتنی بر عقدی است که شرایط نفوذ آن احراز نشده و همین امر بهتنهایی برای نقض رأی کفایت میکند. ثانیاً؛ در خصوص ادعای صوری بودن و فقدان قصد انشا، گرچه امضای شما ذیل برگه عادی ظاهر در قصد است، اما این ظهور قانونی اماره است نه دلیل قطعی و قابل نقض با قرائن قوی، و شما باید بهصورت منسجم و حقوقی اثبات کنید که هیچ قصد جدی برای ایجاد زوجیت وجود نداشته و نوشته صرفاً به ابتکار و اصرار عموی زوجه و برای قرار دادن خانواده شما در عمل انجامشده تنظیم شده است؛ قرائنی نظیر عدم ثبت رسمی، عدم اعلام به خانوادهها، عدم شروع زندگی مشترک، باقی ماندن زوجه بر بکارت، عدم پرداخت یا مطالبه واقعی مهریه، فقدان هرگونه آثار لاحق زوجیت و نقش واسطهگر عموی زوجه، مجموعاً دلالت بر فقدان قصد انشا دارد و دادگاه در واخواهی مکلف است به این دفاع ماهوی رسیدگی کند و نمیتواند صرف امضا را کافی بداند. ثالثاً؛ در مورد شهود، اگر دادگاه به شهادت اشخاصی استناد کرده که ذیل سند عادی امضایی ندارند یا اساساً در جلسه دادرسی بهطور قانونی استماع نشدهاند، این یک ایراد جدی شکلی و ماهوی است،شما صراحتاً باید تقاضای جرح شهود، احضار آنان و مواجهه حضوری را مطرح کنید و اعلام نمایید که بدون احراز شرایط قانونی شهادت (عدالت، علم به موضوع، عدم ذینفع بودن) استناد به شهادت فاقد اعتبار است و رأی از این حیث نیز مخدوش است. رابعاً ؛از حیث اقدام فوری، چون رأی غیابی است، تنها مسیر صحیح، واخواهی در مهلت قانونی و طرح همزمان تمام ایرادات (عدم نفوذ عقد به علت فقدان اذن ولی، فقدان قصد انشا و صوری بودن، و بیاعتباری شهادت) در همین پرونده است و طرح دعوای جداگانه ابطال عقدنامه عادی در این مرحله نه لازم است و نه بهمصلحت، زیرا ابتدا باید رأی الزام به ثبت که علیه شما صادر شده نقض شود.