در حال بارگذاری صفحه اصلی دادلاین...
تجربهها و روایتهای حقوقی وکلا و کاربران مرتبط با «دادگاه خانواده» را بخوانید.
سه سال است از روزی که برای اولینبار پایم به دفتر وکالت باز شد میگذرد؛ روزی که با یک ساک پر از مدارک و یک دل پر از اضطراب، روبهروی میز وکیل نشستم.من، مردی ۳۸ سالهام؛ پدری که بعد از ده سال زندگی مشترک، همسرش تصمیم گرفته بود بدون یک کلمه خداحافظی، خانه را ترک کند و بچه چهار سالهمان را هم با خودش ببرد.آن روز با صدایی که از شدت خجالت و نگرانی میلرزید گفتم:«آقای وکیل… فقط میخواهم دخترم را ببینم. نه دنبال دعوا هستم، نه جنگ. فقط… نمیخواهم پدر غریبهای برایش باشم.»وکیل چند دقیقه ساکت نگاهم کرد.یا...