تعریف روشن و سریع اصطلاحات و مفاهیم پرکاربرد حقوقی.
جستجوی ساده عمومی است؛ برای فیلترهای تخصصی و ارتباط معنایی وارد پیشخوان شوید.
۶٬۹۸۶ نتیجه
(فقه) کلمه فارسی است و مسکوک نقره را گویند. هردرهم دوازده نخود وسه پنجم نخود است. وزن و قیمت آن بحسب اعصار و امصار فرق کرده است چنانکه گاهی ده درهم شش مثقال بوده است. گویند در زمان عبدالملک مروان هر ده درهم برابر وزن هفت مثقال قرار داده شد (هر درهم برابر شش…
(فقه) بمعنی درهم شش دانقی است. (رک. درهم)
(فقه) بغلی بفتح اول و سکون دوم اشهر است. یکی از سران یهود بنام رأس البغل آنرا در ارومیه ایران سکه زد. بعضی آنرا بفتح اول و دوم و تشدید لام تلفظ می کنند و بغل شهری بود در یک فرسنگی بابل. این درهم در عهد پیغمبر(ص) بود و برابر است با یک درهم و ثلث درهم (هشت دا…
(بضم سین وفتح میم و سکون یاء) (فقه) درهمی است که مردی یهودی بنام سمیر بامرعبدالملک بن مروان سکه زد.
(بفتح اول و دوم) (فقه) از سکه های ایرانی و در طبرستان سکه زده شده است نه در طبریه اردن که نسبت را در مورد آن طبرانی آورند نه طبری. وزن آن چهار دانق است. گویند تا آخر زمان امام سوم (ع) در قلمرو اسلام هم درهم طبری بکارمی رفت و هم درهم بغلی.
(فقه) این درهم برابر ده دانق بوده است و سپس برابر نه دانق گردید
بمعنی درهم بغلی است. (رک. درهم بغلی) در لغت معروف و از اهم طرق و قلمرو ارتباطات دول است در اصطلاحات ذیل بکار می رود.
این عبارت که بصورت مضاف استعمال میشود مانند (در وجه علی بپردازید) مضاف الیه آن، گیرنده پول است. انتقاد - اصطلاح مزبور مرکب از کلمه (در) و (وجه) است و در ترکیب آن رعایت تناسب با معنی لغوی نشده است. و امثال اینگونه ترکیبات نامناسب به لطف زبان خلل وارد می کند.
امیرالبحر دو را گویند.
امیرالبحر سه را گویند
امیرالبحر یک را گویند.