تعریف روشن و سریع اصطلاحات و مفاهیم پرکاربرد حقوقی.
جستجوی ساده عمومی است؛ برای فیلترهای تخصصی و ارتباط معنایی وارد پیشخوان شوید.
۶٬۹۸۶ نتیجه
(فقه) حقی است که همه باید آنرا رعایت کنند مانند حق مالکیت مالک نسبت بعین مال وی. (رک. حق نسبی)
(فقه) مرادف حق الناس است. (رک. حق الناس)
(بین الملل عمومی) الزام فرمانده قشون اشغالگر علیه سکنه منطقه اشغالی دائر بتسلیم اشیائی که مورد نیاز قشون او است وگرفتن کار ازاشخاص (بیگاری) اگر گرفتن وجه نقد را برآنان تحمیل کند این وجه را مالیات جنگی گویند.
(بین الملل عمومی) حقی که متخاصمین بموجب آن میتوانند کشتی های دول بیطرف را که زمان جنگ در بنادر آنها لنگر انداخته اند برای حمل لشکر و سوخت و مهمات و امور نظامی مصادره کنند.
(فقه) حقی است که همه باید آنرا رعایت کنند مانند حق مالکیت مالک نسبت بعین مال. رهمین معنی اصطلاح ((حق مستقل))هم بکار رفته است (رک. حق نسبی)
(مدنی) حقی است که در حین انشاء وجود ناقصی دارد وبعد از حصول چیزی که حق مزبور برآن معلق شده است وجودش کامل میشود مانند حق موصی له بر موصی به که در حین وصیت وجود پیدا کرده است (بهمین دلیل موصی له درهمان وقت حق دارد قبول وصیت را ابراز نماید) ولی وجودش ناقص است…
(مدنی) یا droit intellectuel حقی است غیر از حق عینی (رک.حق عینی) وحق ذمی (رک. حق ذمی) از این رو که نه بعین ونه بذمه تعلق می گیرد بلکه مزیتی است قانونی و غیرمادی مانند حق مخترع بر اختراع خود و حقی که دارنده تصدیق رسمی دارد (از قبیل تصدیق دیپلم ولیسانس و دکتر…
(حقوق اداری) نوعی ازمزایا که بکارمند متصدی کار پایه بالاتر از پایه خود بر طبق مقررات داده میشود (آئین نامه مزایا - ماده 53)
(مدنی - فقه) حقی است که درهمان حین انشاء حق، وجودش کامل باشد مانند حق بدهکار برذمه خود در موقع ابراء ذمه وی ازطرف بستانکار.
در اصطلاحات فعلی حقوق ایران حقی را گویند که بحسب اعتبار قانونگذار و صرفنظر از موارد خاص خارجی مقرر شده است مانند حق مالکیت، حق رأی دادن. در همین معنی کلمه ((حق کلی)) را هم بکار برده اند. (رک. حق نوعی)
(مدنی- فقه) حقی است که محدود به زمان معینی است مانند حق انتفاع خانه معین بمدت دهسال.
(فقه) حقی است که فقط شخص یا اشخاص معینی که حق مزبور علیه آنها است مکلف برعایت آن هستند مانند حق بستانکار نسبت بطلب وی. درهمین معنی آنرا ((حق اعتباری)) هم گفته اند.