با درود به دوستان اینطور که من متوجه شدم بعد از ۴۷۷ دیگر کاری موثر ی نمیتوان کرد.یعنی من که سرقفلی مغازه مخروبه ای را از فروش منزل مسکونی ام توانستم بخرم وبازسازی کرده وسی سال به آن معروفیت واعتبار بخشیدم.حال به بهانه تعویض درب نو با فرسوده دادگاه تجدید نظر بدون در نظر گرفتن نظربه ۵ کارشناس ودادگاه بدوی حکم تخلیه داده و۴۷۷ تهران هم آنرا تایید کرده. حالا مخاطب ما فقط دادگاه اجرای احکام میباشد؟ وایا اصلا توجهی اصولاقانونا به درخواست ما میکنند.یا هر کار دلشان خواست انجام میدهند.
درود بر شما ؛
میفهمم چقدر فرساینده و ناامیدکنندهست وقتی بعد از این همه سال کسبوکار، با یک موضوع ظاهراً کوچک کار به تخلیه میکشه.
اگر **درخواست اعمال ماده ۴۷۷** هم در تهران **رد/تأیید به ضرر شما** شده، معمولاً از نظر مسیر «فوقالعاده» **دیگه راههای خیلی محدودی** میمونه؛ اما این به معنی «بیاثر بودن اجرای احکام» نیست.
### 1) آیا مخاطب شما فقط اجرای احکام است؟
در این مرحله، برای **فرآیند تخلیه** بله: مخاطب اصلی شما **واحد اجرای احکام** است. اجرای احکام موظف است **حکم قطعی** را اجرا کند و حق ندارد سلیقهای عمل کند؛ ولی در چارچوب قانون، **به درخواستهای قانونی شما باید رسیدگی کند** (نه اینکه هر کاری خواست انجام بدهد).
### 2) اجرای احکام به چه چیزهایی میتواند توجه کند؟
اجرای احکام معمولاً به این موارد رسیدگی میکند:
- **درخواست مهلت/استمهال** برای اجرای تخلیه (اگر شرایط خاص و مستند داشته باشید)
- **ایرادات اجرایی** (مثلاً ابلاغها، مشخصات ملک، حدود حکم، طرفین، اشتباهات شکلی)
- **درخواست توقف اجرا** فقط در صورت وجود **دستور قضاییِ توقف** یا سبب قانونی مشخص (مثلاً دستور از مرجع بالاتر، یا اعاده دادرسی همراه با دستور توقف؛ بسته به پرونده)
اما اجرای احکام **حق ندارد اصل حکم** (درستی/نادرستی رأی، نظر کارشناسان، ماهیت دعوا) را دوباره بررسی کند.
### 3) الان چه کارهای “موثر” میتواند باقی مانده باشد؟
بدون دیدن مدارک نمیشه قطعی گفت، ولی معمولاً گزینههای عملی اینهاست:
- **درخواست مهلت برای تخلیه** (با دلایل قوی: بیماری، وضعیت مالی، نیاز به زمان برای جابهجایی، …)
- اگر هنوز ممکن باشد: **اعاده دادرسی** یا **اعتراض ثالث** (فقط اگر شرایطش واقعاً وجود داشته باشد)
- **مذاکره/صلح** با مالک یا طرف مقابل (گاهی با پرداخت/توافق، از تخلیه فوری جلوگیری میشود)
- اگر سرقفلی/حق کسبوپیشه مطرح است: پیگیری دقیق اینکه **حق و حقوق مالی شما (سرقفلی/حق کسب)** طبق قانون مربوطه چه میشود (این خیلی کلیدی است)
### برای اینکه دقیقتر و کاربردیتر راهنمایی کنم، 5 سوال کوتاه:
1) قرارداد شما مربوط به **قبل از ۱۳۷۶** است یا بعد از آن؟ (قانون حاکم فرق میکند)
2) در رأی نوشته شده علت تخلیه دقیقاً چیست؟ «تغییرات بدون اجازه/تعدی و تفریط/تخریب/تغییر شغل…»؟
3) در حکم درباره **پرداخت حق کسب/پیشه یا سرقفلی** چیزی گفته شده یا نه؟
4) الان **اجرائیه صادر شده** و ابلاغ شده؟ تاریخش کی بوده؟
5) شما **مستاجر** هستید یا سرقفلی را از **مستاجر قبلی** خریدید و انتقال رسمی/عادی دارید؟
اگر دوست داری، متن رأی/اجرائیه (بدون اطلاعات شخصی) یا چند خط از “جهت حکم تخلیه” رو همینجا بفرست تا دقیق بگم در اجرای احکام چه درخواستهایی ارزش پیگیری دارند و چطور بنویسید.
سلام با توجه به مطالب شما و با عنایت به قطعیت حکم تخلیه و مختومه شدن پرونده در فرآیند ماده ۴۷۷، اجرای احکام مکلف به اجرای مفاد دادنامه بوده و اختیار ورود به ماهیت دعوا را ندارد.
لذا ضمن اتمام ظرفیتهای قانونی، دستور تخلیه لازمالاجراست و توقف آن منوط به اخذ دستور ویژه از مراجع عالی جهت اعاده دادرسی مجدد میباشد. موفق باشید.
سلام کاربر گرامی با توجه به صدور حکم قطعی تخلیه و تایید نهایی طبق ماده ۴۷۷ آیین دادرسی کیفری پرونده از نظر قضایی مختومه شده و واحد اجرای احکام تنها وظیفه اجرای حکم را دارد و کاری به ماهیت پرونده نداشته و به آن ورود نمی کند
با توجه به پایان ظرفیت های قانونی برای نقض دادنامه متاسفانه شما موظف به اجرای دستور تخلیه می باشید و هر گونه استنکاف از آن تخلف محسوب خواهد شد
موفق باشید
سلام و احترام
بله؛ بعد از رأی قطعی (تأیید ۴۷۷) مسیر رسیدگی معمولاً تمامشده است و مخاطب اصلی اجرای احکام میشود؛ اما اجرای احکام حق رسیدگی ماهوی(اینکه حکم درست بوده یا نه) را ندارد و فقط باید مفاد رأی قطعی را عیناً اجرا کند بنابراین هر کاری دلشان بخواهد نه، بلکه در چارچوب قانون اجرای احکام انجام میشود؛ اگر شما در اجرای احکام دنبال اثر هستید، فقط در قالب ایرادات اجرایی اثر دارد نه اعتراض به اصل حکم؛
ایرادات اجرایی میتواند مثل این موارد باشد:
ابهام در موضوع/حدود عین/مشخصات ملک/اشکال در ابلاغ و شروع مهلتها /تخلف از مفاد مندرج/ در رأی قطعی درباره زمان و نحوه تخلیه عدم رعایت تشریفات قانونی هنگام تنظیم صورتجلسه /و تخلیه/، اشکال در اجرای حکم نسبت به اشخاص ذینفع/؛ پس مخاطب اجرای احکام هست ولی اختیار سلیقهای ندارند؛
مواد قانونی برای چارچوب کلی: قانون اجرای احکام مدنی (الزام اجرای رأی قطعی و لزوم اجرای وفق مفاد رأی) و نیز قانون آیین دادرسی مدنی که اصل لازمالاجرا بودن رأی قطعی
و عدم امکان ورود دوباره به ماهیت بعد از قطعیت را مقرر میکند.
برای اینکه دقیقاً ماده دقیق قابل استناد را به شما بگویم، لازم است: شماره پرونده/نوع دعوا (سرقفلی یا حق کسبوپیشه یا اجاره؟) و عبارت مندرج در رأی قطعی در مورد علت تخلیه را ارسال کنید
موفق باشید
سلام وقت بخیر، کاربر ارجمند؛ با توجه به صدور حکم قطعی تخلیه و تأیید نهایی آن در فرآیند ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری، پرونده از نظر قضایی مختومه محسوب شده و دادگاه اجرای احکام تنها مأمور به اجرای مفاد دادنامه صادره است و اختیار قانونی برای ورود به ماهیت دعوا یا تغییر حکم را ندارد؛ لذا با توجه به اتمام تمام ظرفیتهای قانونی برای نقض دادنامه، اجرای احکام موظف به اجرای دستور تخلیه است و هرگونه استنکاف از آن تخلف محسوب میشود، مگر آنکه با توسل به مراجع عالیتر مانند دیوان عالی کشور یا ارائه مدارک جدید و بسیار قوی جهت اعاده دادرسی موضوع ماده ۴۷۷ به صورت مجدد، بتوانید دستور توقف اجرای حکم را تا زمان رسیدگی دوباره اخذ نمایید که این امر نیز در شرایط کنونی بسیار دشوار و منوط به پذیرش اعاده دادرسی در دیوان عالی است.