یک مورد که هست اینه قاضی اصلی پرونده که در شعبه در حال رسیدگی بود به علت بیماری عوض شد و این کسی که این رای را صادر کرده بازپرس شعبه بازپرسی بوده که بجای قاضی و بعنوان دادرس موقت اومده شعبه حقوقی و جوون هم است . ایا روش استدلال و اینطور رای دادن میتونه مرتبط به تعویض قاضی اصلی و جایگزین شدن با بازپرس شعبه بازپرسی باشه؟
بااحترام صرف اینکه قاضی اصلی به علت بیماری تغییر کرده و دادرس موقت سابقه بازپرسی داشته، بهخودیخود دلیلی بر نادرستی رأی یا تفاوت در نحوه استدلال نیست
اما اگر این تغییر باعث شده تحقیقات انجامشده در پرونده بهدرستی ارزیابی نشود مثل نادیده گرفتن نظریه کارشناسی صورتجلسه معاینه محل یا گزارش هیأت کارشناسی این موارد را باید در تجدیدنظر بهصورت مستند مطرح کنید نه سابقه قضایی دادرس را
در واقع برای تجدیدنظر محتوای استدلال و بیتوجهی به ادله اهمیت دارد نه اینکه قاضی قبلاً بازپرس بوده یا جوان بوده است
سلام واحترام
احترام، تغییر قاضی اصلی شعبه و رسیدگی توسط دادرس موقت (بازپرس) میتواند در شیوه استدلال و نحوه صدور رأی اثرگذار باشد؛ زیرا قاضی جایگزین معمولاً اشراف کامل بر سوابق قبلی، روند رسیدگی، مفاد حکم قطعی نخست و حساسیتهای پرونده ندارد.
با این حال، انتظار میرود هر مقام قضایی بهصورت موقت در چارچوب حکم قطعی قبلی شعبه و مقررات خاص ایثارگران تصمیمگیری کند.
لذا اینجانب صرفاً احتمال تأثیر تغییر قاضی را مطرح میکنم، اما تأکید دارم که رأی صادره باید با حکم قطعی قبلی و مقررات خاص ایثارگران تطبیق داده شود.
سلام، تغییر قاضی و سابقه بازپرسی او بهتنهایی ایراد قانونی به رأی وارد نمیکند، بلکه باید ابلاغ قانونی و رعایت تشریفات دادرسی بررسی شود. در تجدیدنظر، بهجای انتقاد از شخص قاضی، بر خطاهای محتوایی رأی (مانند استناد نادرست به عدم تصرف برای اثبات مالکیت شهرداری) تمرکز کنید. موفق باشید
درود بر شما؛
بله، تعویض قاضی میتواند در نحوه استدلال و ارزیابی ادله مؤثر باشد، اما صرف جوان بودن قاضی جدید یا سابقه بازپرسی، بهتنهایی موجب بیاعتباری رأی نیست. ملاک، سمت و ابلاغ قضایی معتبر، حدود صلاحیت و رعایت تشریفات قانونی است.
نکته تعیینکننده این است که آیا شخص صادرکننده رأی، رسماً به عنوان دادرس علیالبدل/دادرس موقت همان شعبه حقوقی ابلاغ داشته و پرونده نیز قانوناً به وی ارجاع شده است یا خیر. دادرس علیالبدل در حدود ابلاغ، اصولاً اختیار صدور رأی دارد؛ بنابراین باید متن ابلاغ قضایی و سابقه ارجاع پرونده بررسی شود. مقررات مربوط به دادرس علیالبدل نیز اصل جانشینی دادرس اصلی در موارد قانونی را پذیرفته است.
از سوی دیگر، اگر قاضی جدید قبلاً در همین موضوع به عنوان دادرس، داور، کارشناس یا گواه اظهارنظر کرده باشد، موضوع میتواند مشمول بند «د» ماده ۹۱ قانون آیین دادرسی مدنی و از جهات رد دادرس باشد؛ ماده ۹۲ نیز تشریفات امتناع از رسیدگی را مقرر کرده است.
بنابراین برای ارزیابی امکان اعتراض به رأی، سؤال اصلی این نیست که «قاضی بازپرس بوده یا جوان است»، بلکه باید مشخص شود: ابلاغ وی دقیقاً چه بوده، تاریخ جانشینی چه زمانی است، پرونده چه زمانی به وی ارجاع شده، آیا تمام جلسات و تحقیقات لازم را شخصاً انجام داده و رأی تا چه حد مستدل و منطبق با ادله پرونده است. اصل ۱۶۶ قانون اساسی نیز مستدل و مستند بودن احکام دادگاهها را الزامی میداند.
اگر متن رأی و مشخصات تغییر قاضی و ابلاغ دادرس را بررسی کنید، میتوان دقیقاً تشخیص داد آیا تعویض قاضی صرفاً یک تغییر اداری بوده یا از حیث صلاحیت، تشریفات رسیدگی و استدلال رأی، مبنای مؤثری برای تجدیدنظرخواهی یا ایراد شکلی ایجاد کرده است.
سلام وقت بخیر،کاربر بزرگوار، صرف تعویض قاضی و جایگزین شدن دادرس موقت که سابقه بازپرسی داشته، به تنهایی هیچ ایراد قانونی به رأی وارد نمیکند و نمیتوان جوان بودن یا سابقه قضایی او را دلیل اشتباه دانست؛ اما در پرونده شما نکته مهم این است که دادرس جدید باید تمام سوابق رسیدگی، نظریه کارشناسی و بهخصوص رأی قطعی قبلی درباره همین پلاک و همین ادعای گورستان را بررسی و در رأی لحاظ میکرده است. بنابراین در تجدیدنظر بهتر است به جای انتقاد از شخص قاضی، روی خطاهای مشخص رأی تمرکز کنید، بهویژه اینکه شهرداری قبلاً همین ادعا و همین ادله را مطرح کرده و سند معارضش با همین پلاک ابطال شده و دادگاه فعلی بدون اثبات مثبت مالکیت شهرداری، از عدم تصرف شما نتیجه مالکیت شهرداری گرفته است.